از شیر گرفتن کودک با روش های مسالمت آمیز! (2)

سلام

هنا عزیزمون که مادر دو تا دختر خوشگل و باهوش هستند تجربه از شیر گرفتن دختر کوچولوشون رو در وبلاگ خودشون نوشته اند. مثل همه نوشته های هنا ی عزیز که دلنشین و آموزنده است این مطلب هم در نهایت زیبایی نوشته شده. توصیه می کنم حتما این مطلب رو هم بخونید و از تجربه ارزشمند ایشان بهره مند شوید.

http://myangel86.blogfa.com/post-393.aspx

.....................................................................

مطلب پایین هم تجربه من و یا بهتر بگم ادامه تجربه من در مورد از شیر گرفتن کیاراد، پسر 32 ماهه ام هست که به نظرم می تونه نکات مفیدی در بر داشته باشه. یعنی امیدوارم که اینطور باشه.

خاطرتون هست قبلا در مورد روش های از شیر گرفتن بچه مطلبی نوشتم. یادتون هست گفتم که کیاراد رو دارم از شیر می گیرم. فکر می کنم همون روز انتشار اون پست یا فردای اون روز بود که کیاراد زمین خورد و چانه اش به شدت زخمی شد و ما ناچار برای آرامش بخشیدن بهش که خیلی ترسیده بود متوسل به استفاده از سلاح گرم و نرم که همون سی نه و شیر هست شدیم. یعنی به همین سادگی پروژه از شیر گرفتن تعطیل شد.

ولی از 11 اردیبهشت تصمیم گرفتم واقعا از شیر بگیرمش. چند روز قبل به کیاراد گفته بودم که مریض شده ام و سی نه هام درد می کنند.اون روز بعد از اینکه برای خواب بعد از ظهر شیر خورد و خوابید رفتم دو تا چسب زخم روی سی نه ها زدم و شب که درخواست شیر کردم گفتم سی نه ها مریض شده اند و باید کرم و چسب بزنیم تا خوب شوند. پذیرفت ولی با زحمت فراوان و قصه و در آغوش راه بردن توسط من و بابایی بالاخره خوابید. هر از این که دیگه کوچولو نیست و آقا پسر شده و اینکه از اینکه میتونه خودش بخوابه خیلی خوشحالیم و ...گفتیم و پیش بقیه از موفقیت هاش تعریف کردیم و هر روز براش جایزه گرفتیم و بعنوان جایزه پارک بردیم تا یک هفته به سر اومد. تقریبا هر روز هم سری به سی نه ها می زد تا ببینه خوب شده اند یا نه. هفته دوم مسافرت بودیم. خانواده همراهمان یک بچه 11 ماهه شیر خوار داشتند. در کمال تعجب وقتی که اون بچه شیر می خورد نه تنها از من شیر نمی خواست بلکه برایش دلیل می آورد که دیگر او هم شیر خانم گاوه رو بخوره. در مسافرت شمال خانم گاوه ها رو دیدیم و علف خوردنشان را تماشا کردیم و ازشون بخاطر اینکه با دقت علف های تازه رو انتخاب می کنند تا برای کیاراد شیر تازه و مقوی درست کنند تشکر کردیم. دیدن خانم گاوه ها خیلی تاثیر خوبی در پذیرفتن شیر خانم گاوه داشت و هر روز بیشتر از قبل درخواست شیر پاکتی می کرد. 

تقریبا 3 هفته از شیر گرفتنش می گذرد. خودش به تنهایی می خوابد. بدون قصه و دخالت ما. به طرز باور نکردنی بزرگتر شده انگار.

در طول این روز ها من لباس باز می پوشیدم و اجازه می دادم تماس پوستی داشته باشد. بیشتر در آغوشش می کشیدمش و می بوییدم و می بوسیدمش و از بزرگتر شدنش تعریف می کردم و تاکید می کردم که واقا خوشحال هستم که کیاراد پسر من هست. (البته این جمله را که خوشحالم که خدا کیاراد رو به ما داده و واقعا خوشحالم که کیاراد پسرمون هست رو هر روز از روز تولدش بارها بهش می گم.)

حس می کنم کیاراد آسیب ندیده از این روش و این موضوع باعث آرامش خاطر هست برایم. یکی از دلایلی که نمی تونستم جدی در مورد از شیر گرفتنش مصمم شوم ترسی بود که از حرف های اطرافیانم در دلم افتاده بود. اینکه بچه هایشان تا قبل از 2 سالگی فرشته بوده و بعد از ازشیر گرفتن مضطرب و نا آرام و غیر قابل کنترل شده! بنابراین توصیه می کنم با آرامش و اطمینان اقدام کنین و موضوع را برای خودتون و کودکتون شکنجه آور نکنین. تحمل کودکتون رو بسنجین و بهش فشار اضافی وارد نکنین. به نظر من مهم نیست که شما در 2 سالگی یا دیر تر کودکتان را از شیر بگیرید. مهم تغذیه صحیح خودتان در دوران شیردهی حتی اگر طولانی تر شود، و حفظ آرامشتان زمان اجرای برنامه از شیر گرفتن است.

از شیر گرفتن کودک با روش های مسالمت آمیز!

حدودا از دو سالگی کیاراد شروع کردیم به تصویر سازی و آماده کردن ذهنش برای این قدم مهم در راستای استقلال. برایش می گفتیم که بچه ها وقتی خیلی کوچیک هستند مثل فلانی..(اسم بچه کوچیک هایی که کیاراد می شناخت)، آن موقع ها که دندان هم ندارند از سی نه مامان هاشون شیر می خورند و بعدا که بزرگ می شوند دیگر تصمیم می گیرند که شیر نخورند و به جای آن موقع خواب با قصه می خوابند. کیاراد هم هر از گاهی می گفت که دیگر بزرگ شده و تصمیم گرفته شیر نخورد و بعد از یک قصه شنیدن می گفت حالا کمی کوچولو شده ام! یک بار شیر بخورم بعدا باز بزرگ می شوم و نمی خورم...ما هم اصرار و عجله ای نداشتیم که طرح را ضربتی اجرا کنیم...کم کم اضافه کردیم که وقتی بچه های بزرگتر زیاد شیر بخورند شیر تلخ می شود...کیاراد هم به عنوان راه حل از هر سی نه کمی می خورد و بعد عوضش می کرد که مبادا زیاد بخورد و تلخ شود. بعد که برایش توضیح دادم که در طول روز اگه چندین مرتبه شیر بخورد تلخ می شود نه اینکه هر بار که شیر می خورد، و این چنین خودم هم از هر دقیقه عوض کردن سی نه راحت شدم...همین حرف ها نه به صورت آزار دهنده بلکه با ملایمت و پیشنهادی ادامه داشت...البته گاه لیمو ترش را هم به عنوان تغییر طعم امتحان می کردم که نظرش را بدانم و ظاهرا چندان موثر نبود...به تغییر رنگ سی نه با حنا فکر می کردم که همسرم نظرشان این بود که اگر بچه بترسد چون نمی شود رنگ آن را هم زود شست ممکن است خیلی برایش ناراحت کننده باشد، در نتیجه کلا تصمیم به تلخ کردن گرفتیم. تلخ کردن با اندکی فلفل سیاه که تلخیش خیلی کم هست . چون می دیدم که کیاراد چیپس فلفلی را می خورد و برایش آزار دهنده نیست، عذاب وجدان خیلی زیادی نداشتم. ولی راست راستش هر بار که شیر می خورد با تصور اینکه این آخرین باری هست که شیر می خورد دلم می گرفت و نمی خواستم آخرین بار باشد...بار اول که تلخ بودن سی نه را تجربه کرد با تعجب گفت تلخ شده...با خوشحالی بغلش کردم و گفتم که پس دیگهر بزرگ شده ای...نگاهی به صورتش کردم و گفتم ببیین ریش هم داری در میاری (معمولا کیاراد از این موضوع ریش در آوردن خوشحال می شود). با بیسکویت و آب تلخی دهنش برطرف شد.

البته بگوبم که برای بار اول که خیلی کم تلخ کرده بودم و با خودم خیار و بیسکویت و آب آماده گذاشته بودم که اگر گریه کرد زود بدهم بخورد، دیدم کیاراد همینطور بدون اعتراض دارد شیر می خورد، پرسیدم تلخ اگر بشود به من  بگو ؟ گفت: کمی تلخ هست ولی خوشمزه شده!!! (یاد چیپس فلفلی افتادم و با خودم گفتم اینم لابد شیر فلفلی هست براش)

حالا هر بار وقتی در خواست شیر می کند قبلش کمی فلفل می زنم و بهش می گویم ممکنه تلخ باشد که خودش وقتی می بیند تلخ است نمی خورد.

دو روز اول هر 24 ساعت یک بار خورد. بعد 48 ساعت نخورد که من واقعا دلم برایش تنگ شده بود و حس می کردم خیلی وقت است او را ندیده ام !

بعد، 3 روز نصف شب ها یک بار می خورد و در طول روز خودش درخواست نمی کرد. حتی موقع خواب هم می گوید قصه بگو بخوابم. یک بار نصف شب بیدار شد و دلش شیر می خواست و نمی گفت و من هم پیشنهاد ندادم و گریه می کرد. دلتنگ شیر بود و کلافه. می گفت بابا بغلم کنه و راه بره و برام قصه بگه...تا نزدیک های صبح با بابا راه رفتند و نشستند و قصه گفتند و خلاصه شب را سحر کردند..

از پریروز نخورده بود تا اینکه امروز صبح باز گفت تو رو خدا اجازه بده ببینم خوب شده اند یا هنوز تلخ اند؟ کمی خورد. تلخ بود باز هم خورد و بعد با دهانی تلخ که طفلک زبونش را بیرون آورده بود آب خواست.

دلم واقعا برایش می سوزد که با اینکه گاه تلخ هست ولی چون دلش می خواهد بخورد تلخیش را تحمل می کند.

دوست ندارم بگویم شیر نمی دهم..برای همین هر وقت می خواهد یعنی می بینم واقعا دلش تنگ شده بهش می دهم.

ولی وقتی حس کنم میتواند بیشتر تحمل بکند سرش را با بازی گرم می کنم...

خیلی بهتر از انتظار من کنار آمده با موضوع و در طول روز و موقع خواب اصلا درخواست شیر نمی کند. تنها نصفه شب یا صبح زود هست که دلش می خواهد...آن هم به تدریج انشاا... عادت خواهد کرد.

در طول روز طی تماس های تلفنی که داشتم و طی صحبت با همسرم به موضوع بزرگ تر شدن کیاراد و اینکه دیگر کیاراد بزرگ تر شده و برای همین سی نه ها تلخ شده اند با خوشحالی اشاره می کردم که کیاراد غیر مستقیم این مکالمه را بشنود و باورش شود.

برایش توضیح داده ام که این اتفاق برای همه می افتد. برای خود من و بابا هم همین اتفاق افتاد که بعدا بزرگ تر شدیم و مامان و بابا شدیم. دوستانش و آشناها را اسم می برم و می گویم که برای همه چنین اتفاقی می افتد و این موضوع  تلخ شدن سی نه ها تقصیر کیاراد نیست. هر روز بیشتر از از کیاراد و توانایی هایش (به جا البته) تعریف می کنیم. من و همسر هم به همدیگر که کیاراد مخاطب غیر مستقیم باشد و هم مستقیما به خود کیاراد.

تکمه های آسانسور را کیاراد فشار می دهد، کنترل تلویزیون و دیویدی پلیر همیشه دست کیاراد است برای تنظیم برنامه ها، برای مامان قصه تعریف می کند و چند تا کار ریز و درشت دیگر که همه را انجام می دهد و من هر بار تاکید می کنم که واقعا خیلی بزرگتر شده ای عزیزم که می توانی این کار ها را به خوبی انجام دهی.

به نظر من در این سن یعنی دو سال و بالاتر شیر خوردن دیگر نیاز تغذیه ای نیست و نیاز روانی هست و برای همین خیلی خیلی با ظرافت باید اینکار یعنی از شیر گرفتن انجام بگیره.چرا که کودک احساس آرامش و امنیت می کند در آغوش مادر. وقتی مادر اجازه می دهد که کودکش شیر بخورد شاید برای کودک چنین معنا بدهد که هنوز مادرم دوستم دارد. همه چیز مرتب است و هیچ خطری نمی تواند امنیتش را بر هم بزند و او را از مادر جدا کند. برای همین وقتی کودک ببیند که مادر نمی خواهد به او شیر بدهد بسیار غصه دار می شود...چرا که انگار دوست داشته شدن و آغوش گرم مادر را از او می گیرد.

در این وبلاگ ها هم در مورد از شیر گرفتن کودکان توضیحات بسیار مفیدی ارائه شده است که آنها هم مسالمت آمیز هستند و کودک را زیاد آزار نمی دهند.

لیلی عزیز مادر مهربان آراز قهرمان

نسرین عزیز مادر مهربان باران نازنین

مادر مهربان سبزترین البرز




چند نکته مفید برای حل مشکل بد غذایی کودکان

  از شایلی عزیزم خیلی ممنونم که مثل همیشه با پست های فوق العاده اش اینجا رو صفا می ده. تمام سعی ام را میکنم از این به بعد منظم باشم و به موقع مطلب جدید بنویسم.

در این پست چند نکته مفید رو که به رفع مشکل بد غذایی کودکان کمک میکنه مینویسم. منبع families.com است. لینک مربوط به آن را در پایان مطلب می آورم. امیدوارم به درد مامان هایی که با این رفتار بچه هاشون مشکل دارند بخوره.


1- آنچه را کودکتان در طول روز می خورد یادداشت بکنید. اینکه چه چیزی دوست دارد؟ چه زمانی در طول روز گرسنه اش میشود؟ از کدام غذای سالم لذت می برد؟ بزرگترین نگرانی شما در رابطه با ریم غذایی کودکتان چیست؟ این ها را یادداشت بکنید و شما از دیدن نتیجه متعجب خواهید شد.

2- اگر انتظار دارید که کودکتان سر میز غذا با معده گرسنه حاضر شود، در طول روز به کرار به او تنقلات ندهید و یا دسترسی اش به آبنبات و خوراکی های غیر مفید را قطع کنید. اگر کودکتان از شما درخواست نتقلات کرد چنان برنامه ریزی کنید که تا غذای اصلی وقت زیادی باقی مانده باشد.

3-  با در نظر گرفتن اینکه چه زمانی از روز کودکتان گرسنه می شود برنامه غذایی منظمی ایجاد کنید. سعی کنید به آنچه در سر میز خورده می شود بسنده کنید.

4- مقدار اندکی غذا به او بدهید. در این صورت او سریع تمام کرده و باز هم غذا درخواست می کند.

5- اگر او میز را ترک کرد غذایش را بردارید. در این صورت اگر خواست باز هم برگردد و اندکی بیشتر بخورد مجبور می شود کمی منتظر بماند تا غذایش را بیاورید.

6- اجازه ندهید کودکتان در مقابل تلویزیون یا بازی های کامپیوتری یا ... غذا بخورد.

7- اگر کودکتان به دمای خاصی از غذا علاقه دارد سعی کنید با همان دمای دلخواهش غذایش را آماده کنید و بعد از چند روز کم کم به دمای مورد نظر خود تغییرش دهید.

8- اگر کودکتان به بافت غذا حساس است سعی کنی آن را به قطعات کوچکتر ببرید یا آسیاب کنید یا بپزید تا نرم شود.

9- سعی کنید تکه هایی از میوه های و سبزیجات مختلف، ساندویچ ها و غذاهای انگشتی و پنیر ها و ... آماده کنید تا او انتخاب کند سپس بتدریج غذاهای جدید را اضافه کنید.

10- با کودکتان یک گردش به محل تولید غذا و سوپر مارکت بروید و در باره بافت شکل و رنگ و خاصیت و طعم غذاها و میوه ها و سبزیجات صحبت کنید و اجازه بدهید او انتخاب کند. حتی اگر انتخابش بر اساس رنگ باشد.

11- اجازه بدهید کودکتان برای عروسک هایش با خوراکی های پلاستیکی مهمانی شام ترتیب بدهد و بهمراه او برای آنها غذا تعارف بکنید. مثلا خرسی فلان سبزی رو می خواد بخوره!

12- اجازه بدهید کودکتان در آماده کردن غذا همکاری کند. در این صورت علاقه مند به خوردن می شود.

13- از پزشک یا مشاور کودکتان بخواهید که برای بهتر حویدن و قورت دادن غذا به شما و او کمک کند. (اگر مشکلی باشد)

14- از داروساز بخواهید که مولتی ویتامین خوب برای کودک شما تجویز بکند.



لینک:http://special-needs.families.com/blog/solve-your-childs-eating-problems

غذا خوردن کودکان

من دوستی دارم که ایشان هم مثل من در یک کشور غریب زندگی میکنه و خونشون رفت و آمد چندانی نداره. پسر 1.5 ساله اش علاقه ای به غذا خوردن نداره و تنها شیر مادر میخوره. جثه این بچه بسیار کوچیک هست ولی سالم و شیطون. دوستم میگه هر متد علمی و غیر علمی که به عقلت برسه رو امتحان کردم ولی جواب نداده. من از روی تجربه ای که از بیقراری کیاراد در زمانی که همسرم مجبور شد 2 روز از ما دور باشد حدس میزنم شاید کودکانی که دور و اطرافشان شلوغ نیست احساس امنیت کمتری دارند و اضطرابی که درونشان جای میگیرد باعث بروز اختلال در غذاخوردن میشود. همین طور کودکانی که دوستان زیادی ندارند و تنها بزرگ میشوند هم معمولا بد غذا میشوند.(از روی تجربه شخصی)
از طرف دیگر بنظرم شخصیت مادر هم در رفتار و آرامش کودک مسلما باید تاثیر گذار باشد. این دوستی که من ذکرش را کردم آدم با آرامشی نیست. اهل گیر دادن هست.
 اینها را گفتم تا از مامان خانومی هایی که کودکانشان به سن غذا خوردن رسیده خواهش کنم تجربه های ارزشمندشون در رابطه با مشکلاتی که بچه شان با غذا خوردن داشته اند و راهکار ایشان برای رفع مشکل را برامون بنویسند. همینطور اگر بچه هاشون با غذا خوردن مشکلی نداشته اند به نظرشون چه عاملی باعث این موفقیت بوده است.
حتما تجربه خوب شما برای مامان های بی تجربه ای مثل من و یا اون دوستم که مشکل داره با غذا خوردن بچه اش بسیار مفید خواهد بود.
 متن پایین از سایت "نی نی سایت" برداشت شده است.

چرا كودك از خوردن امتناع مي كند و چه بايد كرد؟

امتناع كودك از خوردن ممكن است به دلايل زير باشد:

  • فعاليت زياد و در نتيجه خستگي
  • فعاليت كم و در نتيجه كمتر گرسنه شدن
  • نخوابيدن
  • كم بودن فاصله بين تنقلات با غذاهاي اصلي
  • اظهار نظر مبني بر دوست نداشتن غذا توسط بزرگترها.

اما در عين حال اين امر ممكن است وسيله اي باشد كه كودك مي خواهد عدم وابستگي و استقلالش را نشان دهد. اين خود بخشي از مراحل تكامل اوست. والدين اگر هيجان زده باشند و به كودك فشار بياورند سبب كندي جريان ترشح معده كودك و مانع از هضم غذاي وي مي شوند. بعلاوه كودك از توجه والدين لذت مي برد و مي آموزد كه امتناع از خوردن، يكي از راه هاي جلب توجه آنان است. كودك معمولا غذاي بخصوصي را براي مدتي دوست دارد و بعد ممكن است به غذاي ديگري علاقه نشان دهد. يعني كودك غذايي را كه تا ديروز دوست داشت و مي خورد، امروز از خوردنش امتناع مي كند. در اين مورد، والدين با تغييراتي از قبيل تغيير در درجه حرارت و يا نوع پخت، يا شكل غذا (به عنوان مثال دادن شير گرم يا سرد، دادن تخم مرغ آب پز يا نيمرو و... ) و تعريف و تمجيد از غذا مي توانند آن را مورد پسند و دلخواه كودك كنند. اگر كودك باز هم از خوردن امتناع كرد، والدين بايد صبور باشند و كودك را به اجبار وادار به خوردن نكنند و پس از تمام شدن غذا، بشقاب او نيز با ساير بشقاب ها برداشته شود. بدين ترتيب هم كودك ياد مي گيرد كه زمان صرف غذا نامحدود نيست و هم باعث مي شود در وعده غذايي بعد، به اندازه كافي گرسنه باشد و غذا بخورد. نتايج مطالعات نيز نشان داده است كه دريافت انرژي هر كودك از يك وعده غذايي به وعده ديگر بسيار متفاوت است ولي كل انرژي دريافتي روزانه بطور قابل توجهي ثابت است. بدين معني كه معمولا كودك كمبود كالري و مواد مغذي در يك وعده را، در وعده بعد جبران مي كند. لذا وظيفه والدين انتخاب و ارائه مواد غذايي مغذي و مناسب است.

اگر كودك به خوردن بعضي از غذاها علاقه نشان نمي دهد چه بايد كرد؟

اگر كودك علاقه كافي براي خوردن بعضي از انواع غذاها را ندارد مادر بايد آن غذا را به روش هاي مختلف درست كند تا همان ماده غذايي با مزه و طعم جديد مورد استفاده كودك قرار گيرد و اگر باز هم از خوردن امتناع كرد مي توان از جانشين هاي آن ماده غذايي استفاده نمود.

بعضي از مادران شكايت دارند كه كودكشان گوشت تكه يا تخم مرغ نمي خورد و يا شير كم مي خورد و يا شيريني زياد طلب مي كند. در زير چند پيشنهاد براي راهنمايي اين مادران اورده شده است.

براي كودكاني كه گوشت تكه اي نمي خورند:

  • بهتر است گوشت را به قطعات بسيار كوچك و ريز تقسيم كنيد كه به خوبي پخته شود مثلا به صورت حليم گندم درآيد.
  • قطعات بسيار ريز گوشت را مخلوط با حبوبات كاملا بپزيد و نرم كنيد. همراه با يك قاشق غذا خوري روغن زيتون و يك قاشق مرباخوري آب ليمو ترش يا آب نارنج تازه به كودك بدهيد.
  • گوشت چرخ كرده را به صورت كوفته قلقلي درآوريد يا به صورت مخلوط با گوجه فرنگي بجاي سس روي ماكاروني بريزيد يا كتلت (مخلوط كوشت و سيب زميني و تخم مرغ) به شكل هاي كوچك و زيبا تهيه كنيد و يا به صورت مخلوط با آب گوجه فرنگي و لوبيا و برنج (لوبيا پلو) بپزيد.
  • از گوشت مرغ يا ماهي استفاده كنيد.
  • اگر كودك هيچيك از انواع گوشت را نمي خورد از جانشين هاي آن استفاده كنيد؛ مثل زرده تخم مرغ، سفيده تخم مرغ، عدس، پنير با بادام يا گردو، لوبيا چيتي پخته شده، بادام زميني بدون پوست، شير و ماست.
  • برنج را در آب گوشت يا مرغي كه مي پزيد بريزيد و به صورت كته نرم، با انواع سبزي ها يا عدس ، به او بدهيد.
  • كودكاني كه اصلا گوشت نمي خورند بايد از نظر دريافت آهن مورد توجه باشند.

براي كودكاني كه تخم مرغ سفت شده را نمي خورند:

  • تخم مرغ سفت شده را با كمي كره يا شير نرم كنيد.
  • زرده و سفيده تخم مرغ را بزنيد و داخل سوپ بريزيد و بگذاريد چند جوش بزند.
  • زرده و سفيده تخم مرغ را با كمي شير (2 قاشق غذاخوري) مخلوط كرده و در روغن بپزيد (خاگينه)
  • سيب زميني پخته شده و تخم مرغ سفت شده را رنده كنيد و به آن كمي كره يا روغن زيتون بزنيد (تقريبا مثل سالاد الويه ولي بدون سس مايونز) يا به آن ماست و روغن زيتون يا كمي شير اضافه كنيد.
  • تخم مرغ را بزنيد و با نصف استكان ماست در ته قابلمه اي كه براي او كته درست مي كنيد بريزيد (مثل ته چين)
  • ماكاروني را بپزيد، آب كش كنيد، يك تخم مرغ را بزنيد و با يك استكان شير مخلوط كنيد، كمي پنير در آن رنده كنيد و با ماكاروني دم كنيد.
  • تخم مرغ را بزنيد و با كمي خامه و آب ليمو به سوپ او اضافه كنيد و بگذاريد بپزد (از مصرف تخم مرغ خام يا نيم پز پرهيز كنيد).

براي كودكاني كه شير مادر يا هيچ شير ديگري را نمي خورند:

  • ماست را جانشين شير كنيد و دوغ و ماست را در وعده هاي غذايي كودك بگنجانيد.
  • در بعضي از غذاها از شير استفاده كنيد. مثلا آرد و كره و شير را به سوپ اضافه كنيد. ماكاروني و شير و پنير درست كنيد. به كودك شير برنج و فرني بدهيد.
  • با شير و كره و پنير و كمي آرد، سس درست كنيد و روي ماكاروني يا روي سبزي هاي پخته شده بريزيد.

براي كودكاني كه سبزي يا ميوه نمي خورند:

  • كودكان ممكن است در اين سن يك نوع ميوه يا سبزي را نخورند و نوع ديگر را بهتر بپذيرند. هر كدام را كه بهتر مي خورند بيشتر بدهيد. اما گهگاه سبزي ها يا ميوه هايي را كه نمي خورند باز امتحان نموده و پيشنهاد كنيد.
  • سبزي هايي مثل كرفس و هويج را بپزيد (نه خيلي زياد كه له شود بلكه كمي ترد باشد) و بگذاريد كودك آن را با دست بردارد و بخورد.
  • سبزي ها را ريز كرده و در سوپ او بريزيد.
  • كمي ماست چكيده بر روي سبزي هاي پخته بريزيد يا سبزي را با نان و پنير به او بدهيد.
  • اگر ميوه نمي خورد، آن را رنده كرده يا به تكه هاي كوچك تقسيم كنيد و با كمي خامه يا ژله به او بدهيد (مثل سالاد ميوه)؛ يا در تهيه ژله به جاي آب، آب ميوه بريزيد؛ يا ژله درست كنيد و تكه هاي بسيار كوچك ميوه را به ژله اضافه نمائيد (فراموش نكنيد ميوه و سبزي ها را قبل از مصرف خوب شسته و ضد عفوني نمائيد).

براي كودكاني كه شيريني زياد مي خورند:

  • چون عادت به خوردن مواد شيرين از كودكي ايجاد مي شود، لذا براي پيشگيري از ايجاد اين عادت بايد:
  • خريد شيريني و درست كردن غذاهاي شيرين را كاهش دهيد.
  • در غذاهاي شيريني كه استفاده مي كنيد، شكر كمتري استفاده نمائيد.
  • مواد شيرين مثل بستني و شكلات را به عنوان جايزه به كودك ندهيد بلكه مقدار كمي از آن را جزو برنامه غذاييش بگذاريد. از عكس برگردان يا برچسب هاي رنگي بعنوان جايزه استفاده كنيد.
  • مراقب دندان هاي كودك نيز باشيد و بعد از مصرف مواد شيرين حتما دندان هاي او را مسواك بزنيد.
'''''''''''''''''''''''''''''''''''
نظرات دوستان:
هنا جان مامان سارا کوچولو: من فکر می کنم نظم خیلی خیلی مهمه! این رو از مهد سارا یاد گرفتم. اینکه بچه ها سر یه ساعت مشخص و در یک مکان مشخص غذا بخورند باعث میشه سیستم بدنشون عادت کنه و کارها خیلی راحت میشه.
نندی عزیز: من با سارا موافقم . در ضمن پسر من هیچ رقمه تخم مرغ نمی خورد اما کوکو مخصوصن کوکوی سیب زمینی و خاگینه را خیلی دوست دارد شاید برای بچه های دیگر هم خوب باشد.